بوی بربری

به ساعت پست دقت کنید....

یعین ساعت 1:39 دقیقه صبح در حالی که کله ام تو کتابه باید بوی بربری تازه و داغ بپیچه تو دماغم.... انقدر که انگار جلوی نونواییش ایستادم... در این حد یعنی..

بعد شکم من به قار و قور بیفته... تمومی هم نداشته باشه این بو... یعنی تو کف خودم موندم... من خیلی کم بو می فهمم.. خیلی زود هم عادت می کنم.. الان مگه این بو دست از سر من برمی داره؟

تازشم.. جالبش اینجاست که من زیاد بربری دوست ندارم... عاشق سنگکم.. یعنی بابا روزی نیست سنگک تازه نخره... من دیوونه سنگکم.. از الان دارم فکر می کنم برم المان باید یه روز رو اختصاص بدم یه نونوایی ایرانی پیدا کنم سنگک داشته باشه

اینا همه عوارض امتحانه... می دونم

/ 14 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رامین

[خنده]

سما

اشکالی نداره عشقم خوب میشی[نیشخند]

حسین

خوب میشه ها. بریم اونجا نونوای بربری داغ بدیم دست ملت. فروشش هم خوبه[زبان]

حسین

ببخشید سنگگ[نیشخند]

نوشته های رنگی

عزیزم در مورد کشورای دیگه نمیدونم ولی الان تمام شهرهای ایران نون بربری و سنگک دارن... میدونم چی میگی یه چی به سر آدم بزنه دیگه ساعت چه عرض کنم روز تعطیل هم باشه آدم دلش همون لحظه میخواد... تازه با وبلاگت آشنا شدم نوشته هات به دل میشینه... اگر افتخار دادی به منم سر بزن شاید دوستای خوبی واسه هم شدیم... همیشه پایدار باشی... یاس بی تحمل

حسین

[قهقهه] خوبه نمیگن ببعی[نیشخند]

زهره

واقعا قصد المان رفتن داری؟؟؟کی؟

رامین

حالا چرا آلمان؟

رامین

منظورم خصوصیت آلمانه!خب خیلی کشورا از ایران بهترن

رامین

این شد یه حرفی،تازه ترک هم زیاد داره اونجا تا جایی که شنیدم انشالا به آرزوت برسی