از دور و بر

این دو پست اخیر رو نق زدم گفتم بیام یه خرده هم از مواهب زندگی بنویسم.. از وضوح اچ دیش.. از دوازده میلیون رنگش... که حساسیت فصلی شروع شد.. اولا فکر می کردم سرما خوردگیه ولی با علائمی که نشون می ده احتمال صد در صد حساسیته.. امسال هم که زودتر از همیشه شروع شده.. همیشه از اخر تابستون شروع میشد.. الان دقیقا اینجوری ام همه اش دماغم رو می کشم بالا و از چشمام اب میاد.. این چه وضعشه اخه..

امتحانات هم عین کش تنبون کش میان... دوستشون ندارم.. اصلا امتحان خر است.. ولو پرسیدن یه سوال... امتحانات پیام نور که دیگه اصلا نه تنها خر است بلکه گاو من است.. حالم بد میشه با این امتحاناتشون..

پارسال پسرعموی بزرگم رفت خونه بخت امسالم این پسرعموم داره می ره قاتی مرغا.. حالا خانم والده نشسته به تناوب اه سوزناک می کشه که اگه تو بله گفته بودی فردا (نیمه شعبان) عقدت بود... یعنی من عاشق فانتزی هاش شدم.. اون روز از بابام پول می خوام یه اه به همین سوزناکی می کشه می گه اگه بله گفته بودی الان بابات برای خریدت پول می داد... گفتم فوتینا.. بابام برای خرید عروسی من باید به من پول می داد؟ پس احیانا اقای داماد قصد چریدن دارن؟ عجبا... کوفتت بشه مادرزن به این ماهی که این قدر هواتو داره...

/ 7 نظر / 25 بازدید
خانوم میم

سلام عجیجم الهییییی...این روزا همه با این حساسیت فصلی دست به گریبانن ایشالا که زود خوب بشی[قلب] ای جان چه مامان بابای جیگری...خدا حفظشون کنه

بهار

خانم واده کلا جیگر منه در هر شرایط و هر حالی[قلب] فقط حیف که با کامپیوتر و اینترنت آشنایی ندارن[رویا]

memole

وای بسی عاشق فوتینات شدم [قهقهه] آقو جای من خالی تا خانم والده یه چی میگه تنگشو بگیریم سوژه کنیم کرکر بخندیم [خنده]

شیدا

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد / وجود نازکت آزرده گزند مباد

ناعمه

[خنده] کلی خندیدم از فانتزی های خانوم والده امتحان نگو بلا بگووووووووووو اههههه مال من تازه از فردا شروع میشه

سیندی

هههه من باید یه سر با مامانم بیام خونتون پیش خانوم والده با هم اه بکشن

خانوم پینکی

همکار منم حساسیت فصلی داره اون بدتره پوستش میریزه بیررون همش قرمز میشه کلیم دارو خورد خوب نشد