خستگی مرد خانه ام...

می دانی عاشق چه هستم؟

 

عاشق اینکه وقتی مرد خانه ام خسته و کلافه و گرمازده از راه می رسد لبخند گرمی روی لبهایم بنشانم و برم استقبالش.. کیفش را از دستش بگیرم.. کت و شلوار و کراواتش را اویزان کنم.. وقتی دارد دوش می گیرد برایش قهوه گرم اماده کنم.. وقتی تن خسته اش را روی مبل می اندازد فنجان قهوه را که تویش شیر ریخته ام (مرد خانه ما عادت داره تو قهوه اش شیر بریزهلبخند) را جلویش بگذارم... مهربانانه دستم را لای موهایش فرو کنم و بگویم: نبینم مرد خانه ام ناراحت باشه.. 

و او از خستگی امروزش برایم بگوید... و من با مهربانی هایم تمام خستگی رو از تنش دربیاورم....

 

 

  • اگا جان... همیشه شعبون یه بارم رمضون... اینهمه مرد خانه واسه ما مایه می زاره... یه بار هم ما جان فشانی می کنیم... باشد که مقبول افتدنیشخند
/ 19 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
isaac

خوش به حال همسرت که چنین همسری دارد که حتی در هنگامی که گرمازده است، باز قهوه ی داغ برایش اماده میکند تا گرما زده تر تر شود:دی

حسین

هوای لندن خوب شده جاتون اینجا خیلی خالیه فقط خیلی بارون میاد. از لندن که بیام حتام ازت آدرس میگیرم چون راضی به زحمتت نیستم خودم میام. سه روز توی آلمانم بعد میرم بخارست(سفر کاری دوباره). برات از لندن چی بیارم؟ [زبان]

ارکیده

[گریه][گریه] منم مرد خونه میخوام براش قهوه درست کنم[گریه] خب حسین یچی به این آبجی بسی بگو دیگه هی میاد از مرد خونش مینویسه خب یکم مراعات ما فقیر بیچاره های مرد زندگی ندارو بکن [عصبانی] من که هر وقت در باره مرد زندگیت مینویسی دیگه مو به سرم نمیمونه بسکم اینطوری میشم[کلافه] راستی بسی جون میشه بیای شادیهامونو با هم تقسیم کنیم[زبان][پلک][پلک] خب مگه چیه چرا عصبانی میشی[ابرو]

memole

وای چه همسر بی نظیری [قلب] دختر ایرونی تک والا [نیشخند] ببین از من میشنوی این داداشتو راه نده همش حرصت میده [عصبانی] واسه همسرت هم بدآموزی داره[منتظر] اره منم اوایل این ماه با همسریم اومدم پیشش چقدررررررررررم هوا سرد بود [نیشخند]

حسین

ابجی چرا جواب ممول رو نمیدی؟ می بینی همش من رو اذیت می کنه تازه کلی هم تهدید کرد من رو. من کی بد آموزی داشتم اخه؟اون هم برای داماد عزیزممون که مثل بردار میمونه برام. ابجی جواب این خانم بد رو بده[ناراحت] [نیشخند]

سارا

باشه اس میدم!!!! می گم قرار بود عکس اتاقتو عید بشه بذاری پس کو؟؟[شیطان]

مریم بانو

مدتهای مدیدی بود از مرد خانه چیزی نگفته بودی. تو هوای گرمی که گفتی میلک شیک بیشتر میچسبه خواهر.![تعجب] دستت درد نکنه که به فکر مرد خانه ای![بغل]

حسین

ممنون از دفاع عالیت[زبان]