خواهی نخواهی..

سن ادم که بالا میره خواهی نخواهی یه چیزایی عوض میشه. بیشتر تو لاک خودش میره.. بیشتر از جامعه کناره می گیره.. یه جورایی فاصله اش رو بیشتر می کنه..  نمی دونم چرا دارم اینا رو الان می نویسم.. ولی خوب از اونجایی که به خودم قول دادم درباره چیزی مقاومت نکنم می نویسم.. وگرنه یه حس عجیب سردرگمی باهام هست..

همیشه حال به سیندی غبطه خورده ام که یه ادم چطور می تونه این همه انرژی برای اینهمه ادم داشته باشه.. حالا دوستی های مجازی به کنار دوستی های حقیقی اش که من دیگه وسطا قاطی کرده بودم چی به چیه.. یعنی مثلا اگه می گفت "فلانی" من می موندم کدوم رو می گه.. 

هیچ وقت روابط اجتماعی خیلی زیاد و پیچیده ای نداشتم.. یه همکلاسی برام همیشه همکلاسی بوده و یه همکار همیشه همکار.. هیچ وقت هم خواهان روابط پیچیده نبودم.. الانم که دیگه بدتر.. سعی می کنم با همانهایی هم که هست یه جورایی کمرنگ کنم.. البته نه با همه.. ولی خوب.. اصولا اجازه می دم هر کسی خواست بره تو لاک تنهایی خودش.. بعضی ها رو هم که از بیخ و بن خط زدم.. دیگه حتی سراغشون هم نمی رم هیچ هر نو تماسی ازشون هم ریجکت میشه..

خودم نمی دونم چرا ولی یه چیزایی برام دارن اهمیتشون رو از دست می دن.. سختن برام... 

خدا خودش کمکم کنه..

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
helen

وبتون خععععلی باحاله[قلب][قلب][قلب][قلب]

آهو

منم عین خودتم باز فکر کنم از ماه تولدمون باشه..خلوت خودمو بیشتر دوست دارم..روابطم هم همشون حدود خودشون رو دارن

شیدا

ولی من بهت توصیه میکنم نه تنها دوستیها رو محدود نکنی بلکه توسعه بدی بسامه جون

کسب درآمد از بازديد کنندگان

سلام. وبلاگ خوبي داري. مي توني از هر نفر بازديد کننده که داري پول در بياري . تو سايت توضيح دادم . فقط بايد يه کد داخل سايتت بزاري همين و بس. دوست داشتي به سايتمون بيا و بيشتر با روش کار آشنا شو.موفق باشي

بهار

خوب به نظرم رفیق باز بودن به خیلی چیزا ربط داره که یکیش که خیلی ام زیاد تو این صفت موثره خلق و خو و ویژگی های شخصیتی فرده ولی خیلی عوامل دیگه ام موثره به نظرم گاهی بعضیا دوست دارن دورشون شلوغ باشه ولی امکانشو ندارن و یا گاهی دوست دارن دورشون شلوغ باشه ولی مارگزیده ان و از ریسمان سیاه و سفید می ترسن! که این مورد اخر دقیقا به بالا رفتن سن ارتباط مستقیم داره منم دور برم زیاد شلوغ نیست و ازین بابت معـــمولا ناراحت نیستم چون واقعا ارتباط با ادمای مختلف انرژیمو می گیره و خسته و کلافه ام می کنه و اصلا با ویژگی های شخصیتی من جور نیست.

ادرینا

سلام بسامه ی شادان من غمناک و پژمرده نبینمت چیزی نیست عزیزکم الان رفتی تو فاز تنهایی یه مدت ب خودت استراحت بده اگر بازم اینطوری بود نذارادامه پیداکنه خودتو ازاین فاز بکش بیرون

چند روز پيش من به همين موضوع فكر ميكردم كه يه زماني چقدر دورو ورم شلوغ بود و نمى تونستم از بين 20نفر يكيو به عنوان دوست صميميم انتخاب كنم و همه رو يه جا و در يك حد صميمي ميدونستم و وقتي ميخواستم برم بيرون سردرگم مى موندم که به کدومشون بگم و من نميتونستم انتخاب كنم.ولي الان وقتي ميخوام برم يه فنجون قهوه بخورم ترجيح ميدم تنها برم و موبايلمو خاموش كنم مبادا كسي سكوتمو بهم بريزه چيزي به عنوان دوست كه محرم اسرارم باشه رو نميخوام داشته باشم و ترجيح ميدم تو خودم باشم و براي اين كه كلا از بيخ و بن تنها نشم گاه گدارى به دوره همي دوستانه راه ميندازم و اون دوستايي رو كه برام باقي مونده رو دعوت ميكنم و چند ساعتى خوش ميشيم و بعد اتمام مهموني تا چند ماه اصلا ديگه کار به کار کسى ندارم.دوست صميمي هم ندارم.يكي هس كه اونم زياد سعي مبكنم سر از كارام در نياره.سن كه بالا ميره ادم محتاط ميشه چون کوله پشتيش پر ميشه از تجربه و ميدونه كه نبايد دوباره دستشو تو لونه مار فرو كنه.و البته ادم ارامش ميخواد.من الانمو بيشتر دوست دارم.الان راضيم از خودم.دوست زياد اصلا خوب نيس.ابنو كسي ميگه که پيشكوسته رفبق بازي بود.

سيندي

چند روز پيش من به همين موضوع فكر ميكردم كه يه زماني چقدر دورو ورم شلوغ بود و نمى تونستم از بين 20نفر يكيو به عنوان دوست صميميم انتخاب كنم و همه رو يه جا و در يك حد صميمي ميدونستم و وقتي ميخواستم برم بيرون سردرگم مى موندم که به کدومشون بگم و من نميتونستم انتخاب كنم.ولي الان وقتي ميخوام برم يه فنجون قهوه بخورم ترجيح ميدم تنها برم و موبايلمو خاموش كنم مبادا كسي سكوتمو بهم بريزه چيزي به عنوان دوست كه محرم اسرارم باشه رو نميخوام داشته باشم و ترجيح ميدم تو خودم باشم و براي اين كه كلا از بيخ و بن تنها نشم گاه گدارى به دوره همي دوستانه راه ميندازم و اون دوستايي رو كه برام باقي مونده رو دعوت ميكنم و چند ساعتى خوش ميشيم و بعد اتمام مهموني تا چند ماه اصلا ديگه کار به کار کسى ندارم.دوست صميمي هم ندارم.يكي هس كه اونم زياد سعي مبكنم سر از كارام در نياره.سن كه بالا ميره ادم محتاط ميشه چون کوله پشتيش پر ميشه از تجربه و ميدونه كه نبايد دوباره دستشو تو لونه مار فرو كنه.و البته ادم ارامش ميخواد.من الانمو بيشتر دوست دارم.الان راضيم از خودم.دوست زياد اصلا خوب نيس.ابنو كسي ميگه که پيشكوسته رفبق بازي بود.

سيندي

اون بي اسمه منم

البرز

من فکر می کنم مهم تعداد رفقا ودوستان نیست،مهم کیفیت وانتظار ما از دوستانه.گاهی یه دونه دوست همراه ورفیق، ارزشش از یه لشکر دوست زبونی و...بیشتر وبه آدم دلگرمی می ده. هر چند باورم اینکه که درنهایت آدم باید تلاش کنه طوری شخصیتشو بسازه که به هیچ کس وچیزی وابسته نباشه.[لبخند]