بعد از امتحان...

اولین امتحانم رو امروز دادم... زبانشناسی عزیزم.. که امیدوارم پاس بشه بره دیگه ریختش رو نبینم.... 

یعنی من خودم با دوتا کتاب و نمونه سوال خفه کردم بازم سوالهایی بود که جوابش رو بلد نبودم امیدوارم قبول بشم... بازم برای استادم پروپوزالم رو می فرستم اصلا نمیشه روی امتحانات تستی حساب کرد....

دیگه اینکه.. اهان.. خانم والده و بابا الان مشهد هستن.. امروز صبح پرواز کردن و رفتن اونجا.. من نتونستم برم به خاطر امتحانات زیبای کوفتی... این خواهر و برادر هم که فقط منو برای درس و موقع درس می خوان..خیال باطل پارسال هم می گفتن بیاید بریم که به خاطر امتحانات نتونستم برم..

اخوی محترم هم گفته باید برم خونه شون.. این یعنی اینکه من کامپیوتر ندارم و اینترنت هم ندارم... تا وقتی که اونجام.. یعنی تا صبح شنبه... البته شاید بیام و سر بزنم ولی درصدش خیلی کمه...

از وقتی از امتحان اومدم همش داره دستام می لرزه.. اصلا اعصاب برام نمونده...  ناهار برای خودم همبرگر درست کردم که یه خرده اش سوختنیشخند.. خوب زیاد نسوخت.. تونستم بخورم... الانم بار و بندیلم رو جمع کردم که بعد از کلاس المانی نازنینم برم خونه اخوی محترم...

حسابی خوابم میاد...

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارکیده

بسی جووووووووووووون پااااااااااااااااشو[زودباش] خب چیکار کنم بلند نمیشی مجبورم داد بزنم اینقدر خوابیدی از کلاس آلمانیتم افتادی[اضطراب] [ابرو][ناراحت][گریه]

نیکادل

[ماچ] بارک الله به اخوی محترم....برو قششششششنننننننگ استراحت کن...

دختر خاک

بابا بیخیال انقدر خود خوری نکن... همبرگر سوخته چه مزه ای میده [نیشخند]

بهار

والدین منم می خوان فردا صبح برن کوه عصر برگردن ... دعا کن بابیکم بره من تنهایی یه نفسی بکشم[ناراحت] هر چند که فکر کنم دیر این کامنت به دستت می رسه[لبخند] امیدوارم همه امتحاناتو خوب خوب بدی بسامه عزیزم [ماچ]

لینا

ایشالا که قبول میشی عزیزم به ما هم سری بزن

بهار

هیچی خواهر اون که رفت باهاشون ولی مگه این همسایه با این عروسیش گذاشت دو دقیقه آروم بگیریم[کلافه] ولی بازم بد نبود آخه شدت صدا تو سالن کمتر از اتاق منه.

بهار

ایشالا قسمت شمام بشه :/

بهار

من نمی دونم چرا این روزا همش تو کامنتام ابهام ایجاد می شه[خنثی][نیشخند] منظورم این بود که ایشالا قسمت شمام بشه همسایه بغلیتون عروسی بگیره بعد از غروب تا ساعت دو شب و دوباره فرداش از دو ظهر تا هشت شب! یه سره صدای وحشتناک موزیک بیاد. بسامه: [خنثی] من:[قهقهه] دی جی عروسی آقای همسایه:[شیطان]

بهار

در ضمن خوبه یادآوری کنم ماچ گرفته شده پس داده نمی شود [مغرور][نیشخند]