ماه رمضان

خوب ماه رمضون هم شروع شد... از الان دارم به اون بی حالی ها و تشنگی ها و بعد از افطار به اون خمودگی ها فکر می کنم... تازه امسال خیلی کلاسهامو کم کردم.. ولی باز همچنان به قوت خودشون باقی هستن..

امروز واقعا خسته شدم ولی عوضش پنج تا شلواری که داده بودم خانم برادر کوتاه کنه رو گرفتم... الان برای میهمانی های ماه مبارک رمضان یک عدد ثروتمند هستمنیشخند.. هرچند منو بکشی باز هم یه جای کارم می لنگه.. الانم کفش مناسب مهمونی ندارم.. همه کفشای بیرونم اسپورت هستن.. امان زندگی اماننیشخند.. موقعی که رفته بودم مانتو بخرم کفش هم نگاه کردم.. والا چیزی که به دلم بشینه پیدا نکردم.. چرا؟؟؟

انقدر دوسست دارم یه نفر برام خرید کنه.. چرا هیشکی نیست؟؟؟

به یه چیزی هم که دارم فکر می کنم اینه که من همیشه از لحاظ لباس می لنگم... یعنی همیشه دغدغه لباس دارم و صد البته اصلا به فکر لباسم نیستم.. البته ریشه در این داره که من اصلا از روی عقل لباس نمی خرم.. همه دلی... الان این رنگ مانتو گرفتم کفشش نیست.. یعنی باهاش نمیشه کفش اسپرت پوشید.. میشه ها ولی من به دلم نمی چسبه.. ای خدا.. یعنی میشه روزی که من دغدغه این رو نداشته باشم؟ رو اعصابمه خوب..

این ترم خوشبختانه بچه ها رو اعصاب نیست.. عین ادم درس می خونن...یه روز شاید با پت بزنیم بیرون بیرم بانک لی.. فکر کنم جنسای خوبی داشته باشه... دلم یه مانتوی نخی می خواد..یا یه سارافن.. 

بابا رفته بود مسافرت یه عالمه بلال اورده بود.. همه رو پخش کردیم بین ملت الان خودمان ماندیم و چهارتا بلال... به هیشکی نمی دمنیشخند

 

 

  • جوجه سیندی اینا هم از تخم دراومدی.. قدمی خوش.. روزی سی بولقلب
/ 10 نظر / 19 بازدید
پایگاه بیوسیستمـϟ

زکات علم، نشر آن است در نشر مطالب علمی به ما کمک کنید... این پایگاه با هدف رشد و توسعه مهندسی مکانیک بیوسیستم به منظور ارتقای سطح کمی و کیفی ماشین الات و ادوات کشاورزی و تجهیزات صنایع غذایی ، افزایش آگاهی عمومی و بالابردن سطح آگاهی مهندسان این رشته و ایجاد محیطی برای تبادل اطلاعات بین مهندسین بیوسیستم و سایر مهندسان عزیز ایجاد گردیده است. برگرفته شده از biosystem.blog.ir

بهار

ماه رمضونم شروع شد و من به اون یه واحد تربیت بدنی تو مرداد فکر میکنم و اینکه بعد از کلی بدو بدو آبم نمی تونم بخورم [خنثی]

سیندی

مرسی از تبرکت خاله بسی.دوچت دالم.خودم بُزُگ میشم برات تفشاتو میخلم. میگم بسی خب من تبریز بودم واقعا برات خریداتو میکردم حیف دیگه.امیدوارم ماه رمضون خوبی داشته باشی بدون خستگی. کلی دوستت دارم عزیزم.مرسیییییییییییییییی.

memole

آخخخخخخخخخ اینکه یکی به جات خرید کنه شدیدا پایم [نیشخند]

خانوم میم

واسه اون رنگ مانتو به نظرم شلوار لی مشکی و کفش پاشنه بلند مشکی بیشتر از هر رنگ دیگه ای میاد[قلب] من جات بودم نمیذاشتم بابام به کسی بلال بده[زبان] وای خدا کنه تشنه نشیم من هلاک آبم فقط[ناراحت]

محبوبه

واي منم دلم خريد ميخواد اما فعلا كسي نيست.

مریم بانو

همین که لباسی بگیری که خودت خوشت میاد کافیه بابا.(من آخه اینجوریم که هر چی خوشم بیاد می خرم) انشاالله که ماه رمضان خیلی سخت نمیشه اوضاع . همیشه شاد باشی[گل][گل][گل]

حسین

بلال ها رو شریک بشیم؟[خوشمزه] [نیشخند]

حسین

ممنون لطف داری صاحبش قابل داره نوش جون خودت +اگه یک وقت گذری از اونجا رد شدم میام ازت میگیرم[زبان] همیشه به گردش و خرید اگه از بازار شیشه گر خونه رد شدی جای من رو هم خالی کن

حسین

چشمت بی بلا من و تو نداریم تو باشی انگار من هم اونجام