حسرت

یعنی حسرت به دلم مونده من یه سال دم عید نشینم پای حساب کتاب کردن که من اینو می خوام اونو نمی خوام.. این رو ولش کن اینو از حراج می خرم اینو نخرم هم میشه...

یعنی دوست دارم عین همه بیفتم به جون بازار و تا می تونم خرج کنم ولی خوب نمیشه..

می خواستم یه شال تک رنگ بخرم یه مغازه نزدیک خونه مون زده بود 6000 تومن.. هی گفتم میام می خرم میام می خرم الان رفتم یه شال سبز دقیقا رنگی که دوست دارم دیدم زده 17 تومنهیپنوتیزم بی خیال شدم و اومدم بیرون..

الانم صدای تق تق و فشفشه و اهنگ و رقص و سوت داره میاد.. تو مجتمع ما هم هست.. حتما تو پارک وسط مجتمع اتیش بازی راه انداختن.. . دوست دارم پاشم برم اونجا ولی خوب نمیشه... اجازه نمی دن.. مبادا گرگها منو بخورنناراحت پایه هم نیست که برم... من می خوام برم خوبناراحت

چرا نمیشه؟

/ 5 نظر / 4 بازدید
منم!!!!!

قربونت برم... منم همینم... همیشه دم عید که میشه انگار وضع مالی آدم داغون تر میشه...[خنثی] قضیه چیه؟؟؟ اینجا هیچ صدایی نمیاد ... همه میگن هفته بعد چهارشنبه سوریه... اونجا الان چهارشنبه سوری گرفتن؟؟؟؟؟؟

سیندرلا

خب حساب کتاب کردن خیلی خوبه عزیزم. منم شال سبز میخوام بسی منم همش امروز فردا میکنم میخوام یه سادش.و بگیرم از این نخی 8-9 تومنیا.بابا امروز چهار شنبه سوری نیست ؟؟[نگران] الهی من فدات بشم .[بغل]

حسین

من باهات بیام میشه؟

لیلی

من که سر و صدا دوست ندارم و می ترسمو خوشحالم که مجبور نیستم برم

حسین

[هورا]اومدم تا دل زی زی آب بشه[نیشخند]