رقص تانگو روی فرش قرمز

شاد می رقصم
تابستان من

من تابستونو خیلی دوست دارمبغل

ولی ذاتا از دو چیزش خیلیییییییی بدم میادزبان

یکی گرماش....من اصلا طاقت عرق کردن ندارم... یعنی عرق سوز میشم در حد تیم ملی... دوم اینکه به خاطر افتابش زود پوستم می سوزه... الان درست زیر چشمم افتاب سوخته شده و از جوشهای سفید زده ..عینک افتابیم هم یکی از پیچ های دسته اش وا شده موهامو می چینه نمی تونم بزنم... و از اونجایی که من در زرنگی به میگ میگ گفتم کره الاغ کدخدا یورتمه می رفت تو کوچه ها...تعجب..چیز نه ..اره..یعنی به میگ میگ می گم زکی تا حالاش نشده عینک بخرم...

یکیشم هم حساسیت.. حساسیت؟؟ اونم تو فصل تابستون؟؟ بله درسته...ما که هیچیمون به ادمیزاد نرفته اینم روش...حساسیتمون تابستونا شروعا و کل تعصیلاتمون رو به اذین می بنده...

تو این حیاط دراندشت هم نمی دونم چه گل و بته ای درمیاد که به اون حساسیت دارم چون از در خونه که میرم بیرون حساسیتم کمتر میشه ولی تو خونه که هستم.. دیگه شما داشته باشین که این روزاکه از ترس زلزله شبا تو حیاط می خوابیم من چطوری میشم..یعنی رسما 

ولی همچنان نیشخند هستم...چون من بسامه هستممژهبغل

+نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٢٦ساعت۳:٠۳ ‎ب.ظتوسط بسامه | نظرات ()