رقص تانگو روی فرش قرمز

شاد می رقصم
خانواده من...

این پست "خشم من رو که خوندین برید ادامه مطلب رو بخونید این یه خرده شاد بشید... به جون خودم راسته....


یه روز بعد از ظهر تابستون که با دوستام زدم بیرون و گشت و گذار و حالی به حولی:

(صدای زنگ موبایلم ساعت 5:00)

بابا: کجایی؟

من: با بچه هام..

بابا: باشه پس زود بیا خونه شام نداریم...

من: باشه

.........................................................................

(صدای زنگ موبایلم ساعت 5:05)

من: جانم؟

خانم والده: پس نمیای؟

من: بابا هنوز یه ساعت نشده زدیم بیرون کجا بیام؟

خانم والده: شام نداریم

من: خوب باشه میام درست می کنم نگران نباش..

خانم والده: دیر نکن...

من: چشم

................................................

(صدای موبایلم ساعت 5:15)

بابا: مگه نگفتم زود بیا؟

من: پدر من اصلا من تا ساعت 7 با دوستامم...زودتر از اون نمیام..

بابا: اخه شام نداریم

من: میام درست می کنم خوبگریه

بابا: دیر نکنا... تا غروب نمون...

من: چشم..

......................................................

این پروسه ادامه دارد تا ساعت 6:30 که دیگه دوستام این شکلی شدنکلافهو از هم خداحافظی می کنیم و من ساعت 7:30 رسیدم خونه و هنوز غروب نشده..

بابا: چرا انقدر دیر کردی؟

من:تعجب دیره؟؟ هنوز که افتاب هست...

بابا: دخترم انقدر با دوستات نچرخ.. یه خرده به فکر خونه باش.. ناسلامتی فقط تو هستی.. تا این موقع چرا موندی بیرون؟ من حرفی ندارم ولی دختر تا این موقع بیرون نمی مونه.. یکی شما رو ببینه میگه این دختر همش وله .................

ساعتی که شام می خوریم: 9:00

(قابل توجه دوستان که دوستای من همه شون به جز یکی شاغل هستن و ما ماهی یکی دو بار بیشتر نمی تونیم بیایم بیرون ... تازه نه با تریپهای خفن.. با تریپ های کارمندی و خسته و کوفته ای...)

*******************************************************

 

حالا زمستون... کلاس من ساعت 8:30 تموم میشه و تا برسم خونه ساعت میشه 9:15 دقیقه... باز تاکید می کنم زمستون که ساعت 5:30 غروب میشه...ساعت 9:15 خسته و کوفته و عصبانی و سرما زده رسیدم خونه...

خانم والده و بابا هر دو شون ریلکس نشستن کنار بخاری و پاهاشون رو دراز کردن... نه زنگی نه چیزی که کجایی تا این وقت شب...

خانم والده:تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید

بابا:تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید

من:خمیازه شام چی داریم؟

خانم والده بلافاصله: هیچی...

من:تعجب خوب پس الان چی بخوریم؟

بابا: اشکالی نداره دخترم.. یه چیزی درست کن .. هر چی باشه می خوریمتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید

من: اخه من شاید اومدنی افتادم مردم.. شما باید بی شام بمونین؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من واقعی در اون لحظه:

+نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/۳٠ساعت۱۱:۱٥ ‎ب.ظتوسط بسامه | نظرات ()