رقص تانگو روی فرش قرمز

شاد می رقصم
خشم من

این چند روزه که داشتم حرفهای سیندرلا رو می خوندم و حرفهایی که خودم بهش زدم به این نتیجه رسیدم که من بیشتر از هر چیزی دچار خشمم... بله خشم.. منظور از خشم عصبانیت نیست... منظورم حرفهایی که بوده که طی سالهایی که فکر می کردم کلا فراموش کرد درونم رسوب کرده و کهنه شده ولی خوب نشده.. خشمی که من از اطرافیانم تو دلم دارم... نمی تونم چطوری براتون بگم.. در تمام سالهایی که فکر می کردم اگه کسی بهم بدی کرده بخشیدم این طوری نبوده.. من فقط در صدد تلافی بر نیومدم و فراموش کردم بدون اینکه ببخشم والان همه اونا با کوچکترین تلنگری داره می ریزه بیرون... شاید به زودی منم اعترافاتم رو شروع کنم... شاید هم نه... من بیش از چیزی بی نهایت ادم محافظه کاری هستم... شاید به شدت هم اهل ریسک باشم ولی درباره چیزی که به درونم مربوط باشه بی نهایت محافظه کار میشم و ترجیح می دم کسی به وجود اونا پی نبره.. شاید نگران قضاوتم شاید هم نیستم ولی ترسم از مطلع شدن ادمهاس...و اینکه به چیزهای وحشتناکتری پی ببرم...

به این نتیجه رسیدم که خشم من نسبت به عمه بزرگه خیلی بیشتر از عمه خانمه... حتی امروز به خانم والده اعتراف کردم که دچار خشم هستم.. متاسفانه به هیچ عنوان دوست ندارم این خشم رو از بین ببرم.. دوست دارم باشه.. یه جورایی دوست دارم تلافی کنم نمی دونم چرا دوست ندارم ببخشم.. می خوام به روش بیارم کارهایی که درباره ام کرده... حرفهایی رو به یادم اوردم که در مقابلش خواهش عمه خانم برای زنگ زدن به "اسمون" چیزی نیست... چیزهایی که حتی به سیندی هم نگفتم.. خشم هایی که یادم می افته مغزم سوت می کشه که چقدر راحت از کنارشون گذشتم...

متاسفم که خانواده ای ندارم که بخواد کمکم کنه... خانواده ای که توش بزرگتر بزرگتره حتی اگه اشتباه کنه.. و کوچکتری که کوچکتره حتی اگه راس بگه...

یک روزی اعتراف خواهم کرد که هیچوقت در خانواده ام جدی گرفته نشدم... انقدر که در جشن تولد بیست و هفت سالگی ام برادرم با شگفتی بگه راس راسی تو بیست و هفت سالت شد؟ من فکر می کرد بیست و چهار سالته.. اعتراف می کنم چقدر خانواده ام منو تضعیف کردن چقدر استعداد های من ناشناخته موند.. چقدر به کارهایی که دوست نداشتم فورس شدم و چقدر رویاهامو مسخره کردن... انقدر که الان سعی می کنم به هیچ کس حرفی نزنم...  یه روز اعتراف می کنم اگه امشب دنیا به اخر نرسه..

+نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/۳٠ساعت۱٠:٢٦ ‎ب.ظتوسط بسامه | نظرات ()