رقص تانگو روی فرش قرمز

شاد می رقصم

تازگی ها به مخم زده این روزها تو این گرونی عوض اینکه برم پلیور و بلوز بافت بگیرم برم یه مانتوی بافت بخرم تا از زیر پالتو بپوشم و برم سرکلاسام تا مجبور نباشم مانتو بپوشم... (مانتو سخته خوب...) به جای پلیور و اینا هم تاپ بخرم... 

خوب خونه مون گرمه اصلا احتیاجی به این چیزا نیست... الانم با این که فقط بخاری اتاق من روشنه و تازه اونم در درجه حداقل باز من تو خونه تاپ می پوشم... 

دور تا دور خونه مون هم پر از فروشگاههای بزرگه...پر از بافتهای خوشگل...

البته همه اینها نشانه بی پولیه..و هزاران نقشه ای که برای پولی که قراره به دستم برسه کشیدم وگرنه همین که پول برسه به دستم انقدر خرج چیزهای الکی می کنم که تموم میشه و بعدا یادم می افته که می خواستم چیکار کنم...

هوای تبریز هم که مدام در حال تغییره... تا دو روز پیش همچین بارون می بارید انگار شاه لوله اسمون ترکیده الانم این دو سه روزه انقدر گرمه که با منتو می رم بیرون...

حالا اگه باز عشقش بکشه و یهو هوا سرد بشه من یه جفت بوت هم ندارم...

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۱٢ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ توسط بسامه نظرات () |