رقص تانگو روی فرش قرمز

شاد می رقصم
زندگی عادی

نمی دونم چرا چند وقیه احساس می کنم زندگی من یه زندگی عادی نیست... نمی دونم چرا همش در حال مقایسه کردن زندگی خودم با زندگی بقیه هستم... اونا چیکار می کنن ...ما چیکار می کنیم... شاید یه روز دردلهامو تو یه پست نوشتم.. فعلا این که نمی خوام اه و ناله کنم....

الان برامون مهمون اومد... مت اینا اومدن... برم بهشون برسم...

  • یه مانتو خوشگل داشتم نزدیک سه سال بود رو چشمام تروتمیز نگه داشته بودم... یه بار دادم خانم والده اتوش بکنه.. رید بهش
+نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٢ساعت۱۱:٠٥ ‎ب.ظتوسط بسامه | نظرات ()