رقص تانگو روی فرش قرمز

شاد می رقصم
یک روز

خب انگار فعلا همه چی داره خوب پیش میره.. فعلا اگه بتونم خودم رو از این رکود اقتصادی که توش استم بکشم بیرون همه چی دوباره به روال گذشته برمی گرده.. فعلا چند جا بهم بدهکارن که دارم روی پول اونا حساب می کنم.. می دونم که بهم پول رو می دن و اگه بدن همه اش مستقیما می ره به حسابم تا به موقع و به جا خرج بشن... راستش رو بگم؟ یه جورایی به پول کش رفتن از بابا هم فکر می کنم.. عادت خوب قلک داشتن اینجا به درد می خوره که می دونم یه خرده هم اونجا به صورت پول خرد هست و هر موقع که بتونم اونا رو می تونم به پول درشت تبدیل کنم ولی فعلا نمی خوام بهشون دست بزنم تا وقت معین.. دیگه چی؟؟ اهان..

چند روز دیگه تولدمه.. دارم فکر می کنم که یه کیک خوشگل از همین قنادی نزدیک خونه بخرم و خلاص.. یه خرده هم بچه ها میان و بالا پایین می پریم.. بعد یه شام سرپایی و خلاص..

دیگه چی؟ همین دیگه..

دارم تمرینات جذب پول رو انجام میدم و خدا رو شکر که کم کم داره راهش برام باز میشه... دعا کنین فقط اونایی که بهم بدهکارن واریز کنن.. بقیه اش حله..

+نوشته شده در ۱۳٩٥/٩/٩ساعت٤:٤٥ ‎ق.ظتوسط بسامه | نظرات ()