رقص تانگو روی فرش قرمز

شاد می رقصم
هوای الوده

وای هوای اینجا انقدر الوده شده که حالم داره بد میشه.. خیلی بده .. امروز صبح رفته بودم بیرون بعد برگشتنی از روگذر که رد می شدیم دیدم واوووووو.. اصلا هیچ جای شهر پیدا نیتس.. انگار یه دونه پرده کشیدن خیلی بد بود.. بعد سردرد و حالت تهوع داشتم شدید.. اصلا نمی دونید.. کلاس هم داشتم که رفتم با چه وضعی.. اصلا چشمام داشت بسته می شد.. خیلی بد بود..

اینستاگرام رو دوست دارم.. با عکس خیلی ها حال می کنم ولی به خودم که می رسه سوژه برای عکس پیدا نمی کنم.. تا این حد.. دلم برای تتند تند اپ کردن اینجا تنگ شده بود.. الان تند تند اپ می کنیم..

دلم یه پول و پله درست و حسابی می خواد.. پول و پله ها...

در راستای خوردن شیر دریافتیم که شیر با کیک خیلی می چسبه.. بنابراین شروع کردیم شیر با کیک می خوریم.. و البته کیک هم می پزیم.. چه کیک پختنی..

بچه ها تو گروه دوستان دانشگاهی چت می کنن.. صدی نود همه بچه دارند.. منم دلم بچه می خواد.. احساس می کنم از زندگی خیلی عقب افتادم..

خیلی همه رو دوست دارم... اصلا عشق به زندگی پیدا کردم.. همه اش دوست دارم زندگی کنم.. زندگی زندگی زندگی...

+نوشته شده در ۱۳٩٤/۱٠/٢ساعت۸:٥۳ ‎ق.ظتوسط بسامه | نظرات ()