رقص تانگو روی فرش قرمز

شاد می رقصم
درگیر..

1. نزدیک تولد زده و یه جوش گنده درست روی خط لب بالاییم دراوردم..  خوش به حالم واقعا.. خیلی خوش شانسم..

2. دیشب یه رمان دست گرفتم.. جاتون خالی.. از ساعت 11 نصفه شب تا 5 صبح خوندم و عر زدم.. خوندم و عر زدم.. گذاشتم کنار عر زدم.. برش داشتم خوندم و عر زدم.. با بوژنه چت کردم و عر زدم.. هیچی دیگه.. پنج صبج هم یه سری عر زدم و خوابیدم تا 12 صبخ.. بعدشم بلند شدم یه عدس پلوی مشت درست کردم که به دلیل تازه بودن برنج کمی شفته شد..

3. این چند روز تعطیل بدجوری به دهنم مزه کرده.. اصلا دوست ندارم تعطیلی ها تموم بشن..

4. برای تولدم سفارش گیفت دادم.. حالا خوبه هم فامیله هم کلی سفارش کردم که حتما باید تا یکشنبه حاضر باشه.. لاان میگه حاضر هست.. می گم بیار خونه مامان بزرگت می گه باشه هروقت اومدم میارم.. دقیقا من موهامو بکنم بزارم کف دستم؟

5. الان بین خواب و خوندن المانی نازنین و تصحیح کردن اوراق گیر کردم.. فعلا با تصحیح اوراق شروع کردم ببینم چی میشه..

6. با این سیستم شماره گذاری ای حال می کن..

7. اون رمانی که خوندم یه کاوه داشت.. خیلی بی شرف بود... عررررررررررررررررر

8. فعلا..

+نوشته شده در ۱۳٩٤/٩/٢٢ساعت۱:٢٩ ‎ق.ظتوسط بسامه | نظرات ()