رقص تانگو روی فرش قرمز

شاد می رقصم
خدا رو شکر

وای خدا رو شکر که مشکل وبلاگمم حل شد.. بیشعور یه کدی درج کرده بودن (با تشکر از لیلی) که صفحه وبلاگمو به ادر دیگه انتقال می داد.. منم فکر کردم شاید ایراد از پرشینه دیگه پی اش رو نگرفتم.. ممنون از لیلی که راهشو بهم گفت و درستش کردم.. اعصاب مصابم رو خرد کرده بودا...

یه هفته دیگه تولدمه.. دیروز رفتم ارایشگاه و موهامو مرتب کردم.. دستی به سرو روم کشیدم.. جیگر شدم حسابی..نیشخند 

سری دوم خریدهای اینترنتیم شامل کرم مرطوب کننده کرم رفع تیرگی و کرم ضد پیری چشم.. هعییییی هیچی دیگه.. داریم کم کم پیر می شیم می ریم پی کارمون.. 

هوا اینجا بس ناجوانمردانه سرد شده.. بعد تمام کلاسهای منم شده بعد از ظهر.. بعد درست زمانی که من خوابم میاد.. بعد من خوابم میاد.. بعد سرکلاسا می خوابم.. ای می خوابما..  یعنی یه تمرین می دم چرت می زنمخواب اصلنم بد نیست.. چیه خو.. خوابم میاد.. 

بعد ازمایش خون دادم.. نمی دونم گفتم یا نه.. رفتم ازمایش خون دادم ببینم چه مرگمه هی از خواب که بیدار می شم سرم درد می کنه.. بعد تازه.. به خاطر موهای زائدی که داره در جای جای بدنم خودنمایی می کنه..(حالا همین ازمایش دادنمون بساطی بود تو خونه ها.. یادم بندازین تو یه پست قشنگگگگگگگگگگ براتون تعری کنم) اقا رفتیم ازمایشو نشون دکتر دادیم.. دکتره هی بالا پایین کردیول اخرسر گفت هیچیت نیست.. همه چی نرماله پاشو برو.. منم اومدم بیرون.. استرسسسس.. که چرا من همه چیم نرماله.. چرا هیچ چیز انرمالی وجود نداشت.. اااااا... ااااا.. یه دونه استامینوفنم ننوشت.. خواهشا ایمان بیارویم به دیوونگی من.. 

من خوابممممممممم میاد... 

خدا.. خدااااا.. چی میشه امروزم شاگردم نیاد من بخوابم؟؟؟؟

اهان.. یه چیزی یادم افتاد بزارید بگم.. یه ترجمه هم قبول کردم تا اخر این هفته.. کی حالشو دارههههههگریه من خوابم میادددددد

+نوشته شده در ۱۳٩٤/٩/۱٦ساعت۱٢:۱٦ ‎ق.ظتوسط بسامه | نظرات ()