رقص تانگو روی فرش قرمز

شاد می رقصم
هفته کار و کارگر

نیشخند

don't even think about it

امروز رفتیم خانه عزیز و به تمام معنا کار کردیم ... من و بابا و پت... البته هفته کار و کارگرمون از دیروز بعداز ظهر شروع شده ولی خوب من دیروز افتتاحیه نرفتمنیشخند... وای تمیزی چقدر خوبه... 

دیروز اخوی و پت و بابا رفته بودن و دوتا اتاق رو تمیز کردن... امروز هم ما رفتیم و یه اتاق رو تمیز کره با سه تا از شیشه ها... یعنی تمیز کردن بهتون می گما.... شیشه هامون کشویی هستن همه شونو در اوردیم و شستیم و دوباره گذاشتیم سرجاشون... ایشالا فردا هم یه سری حمله می بریم و دیگه تمیز کاری تموم میشه... بعدشم که موکت بری و وسایلو کم کم می بریم دست اخر هم برای اثاثیه سنگین وانت می گیریم... اصولا در شرایط ما یهویی نمیشه چون تجربه ثابت کرده ما یه کاری رو یهویی بکنیم گند می زنیم واسه خاطر همون....

یکی از اتاقها رو واسه خودم برداشتم... ویوش عالیه.. خیلی دوس دارم.. از اینا که صبح که از خواب پا می شم می تونم پنجره رو باز کنم و خم شم و داد بزنم...مژه

+نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۱٥ساعت۳:٢۸ ‎ب.ظتوسط بسامه | نظرات ()