رقص تانگو روی فرش قرمز

شاد می رقصم
بازشگت

بله من برگشتم.. ولی خسته.. زیاد.. دفاع کردیم به بدترین وجه.. احساس می کنم تمام این درسی که خوندم تمام تلاشی که کردم تمام استرسی که کشیدم همه اش سوخت شد رفت هوا... از بس داورهای مزخرفی داشتم.. حالم بده..

دقیقا بعدش هم که ماه رمضون شروع شد... که من از همون اولش هیچ حس خوبی به روزه داری ندارم.. به نظرم بی خود ترین کار دنیاست...

از زندگی نباتی تابستونی من که که خبر دارید...

زد نت هم بازی دراورد.. نمی دونم چه کاریه که وقتی مود رو به خطر تلفن متصل می کنم تلفنمون اشغال میشه... چهار روز تمام درگیر بود.. مخابرات میگه از شرکته شرکت می گه از مخابراته.. انقدر اعصابم رو خرد کردن که بی خیالش شدم.. الان دیگه مثل سابق بیست و چهارساعته به نت وصل نیستم.. گاهی میام و برمی گردم...

شرمنده انقدر حالم بد بود که هیچ کدومتون رو نخوندم.. حتی با موبایل...

حالا نگید چرا با موبایل هم نخوندی... از نت همراه اول چه انتظاراتی دارید شما هم..

بعد از ماه رمضون بهتر شد ولی اون ته نشین حال بده هست... احساسات بدی دارم تازگی ها...

دلم برای همه تون تنگ شده..

انقدر گیج و ویجم که عنوان رو اشتباه نوشتم.. عنوانم بازگشت هست..

بازم میام..

+نوشته شده در ۱۳٩٤/٥/۱ساعت۱٠:۱٢ ‎ب.ظتوسط بسامه | نظرات ()