رقص تانگو روی فرش قرمز

شاد می رقصم
مرد خانه شوخ

می دانی عاشق چه هستم؟؟

عاشق اینکه

در یک نیمه شب ارام

کنار پنجره بزرگ خانه مان...

در نور ملایم دیوار کوب..

دستانم را حلقه کنم دور کمر مرد خانه ام

زل بزنم در چشمان سراسر سیاهش

بعد ارام بگویم

" تو یکبار بگو "دوستت دارم" .. نترس من اسمان رو گرفته ام که به زمین نیاید"

بعد او اندکی سرش را پایین بیاورد و

زمزمه کند:

"پس قربون دستت همونجوری نگهش دار من یه سر برم مبال و برگردم"

خخخخخخخخخخخخخخخخ

 

 

  • مرد خانه است دیگر.. دوست دارد گاهی بریند وسط عشق و حال عاشقیمان..
  • از اثرات درس است زیاد نگران نشید..
  • شدیدا به دعاهاتون احتیاج دارم.. اعتقاد شدید من به دعا باعث میشه هر موفقیتم رو مدیون شماها بدونم و دلهای پاکتون..
  • اخیرا یه جایی رو پیدا کردم که نویسنده اش هم مثل من به مرد خانه اش می گه "مرد خانه"... خواستم از این تریبون اعلام کنم که "مرد خانه" فقط و فقط واس ماس.. اصلا همه اش باس ماس.. نیشخند
+نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/۱۱ساعت۸:٠٤ ‎ق.ظتوسط بسامه | نظرات ()