رقص تانگو روی فرش قرمز

شاد می رقصم
taste خانواده من

این یه مدت کوتاهی که شهر نفرین شده بودم یه لحظه از بابا جدا شدم که برم دانشگاه.. بعد یه پسری دوتا کارتن دستش بود با یه گل سرخ روش داشت از روبرو می اومد منم همینجوری بی منظور به گل سرخه نگاه می کردم.. تا بهم رسید گفت: خانم.. امسال کسی بهتون کادوی والنتاین داده؟؟

اولش که دوتا شاخ دراوردم چون جایی که بودم خیلی جای مقدس و مطهری بود اصلا باورم نمیشد چنین جایی بخواد بهم تیکه بندازه بعدشم یه چشم غره به پسره بیشعور رفتم .. والا به خدا.. می خوام صد سال سیاه کادوی ولنتاین نگیرم.. اونم از دست تو.. حالا اگه اقای با شخصیت و مودبی بود یه چیزی.. من اون هپلی رو می خوام چیکار اخه؟؟؟ ملتو برق می گیره ما رو قبض برق..

حالا گوش کنین که اومدم به خانم والده می گم خانم والده در نهایت خونسردی می گه ااااا چرا نگرفتی؟؟

من: تعجب باید می گرفتم عایا؟؟

خانم والده: اره دیگه.. شاید تو ام مثل اون پسری بودی که رفته بود حرم گفته بود خدایا من زن می خوام بعد اومده بیرون یه دختره رو دیده بود عاشقش شده بود و گرفته بودتش..

من: جمع کن بابا.. می خوام صد سال منو نگیره.. می خوام چیکار پسره شیپیشی رو..

خانم والده: حالا می گرفتی شاید پسر خوبی بود.. حیف.. ایشالا سری بعد..

و دقیقا فک من بود که رو زمین یورتمه می رفت...حالا نه به خاطر حرف خانم والده.. به خاطر اینکه اگه همین 10-12 سال پیش بود عین بازجوها می نشستن یه دونه چراغ هم می نداختن تو چشمم و باید جواب پس می دادم چرا اون پسره به من تیکه انداخت.. الان ملامتم می کنن که ااا چرا گلو نگرفتی؟؟

به این فکر کردم که چقدر taste خانواده من عوض شده.. چقدر خودم عوض شدم.. چقدر ممکنه عوض بشم..

حالا اینا به کنار.. کادوی والنتاین پریدنیشخند

+نوشته شده در ۱۳٩۳/۱۱/٢۸ساعت٧:٥٤ ‎ب.ظتوسط بسامه | نظرات ()