رقص تانگو روی فرش قرمز

شاد می رقصم
امشب

من به شما یه قولی داده بودم مگه نه؟؟نیشخند بی خیال عکس شید چون با کیفیت افتضاح موبایلم اصلا نمی خوام عکسی اینجا بزارم..

خوبببببب... شما من عبارت بود از دو قاشق برنج.. پنج تکه سیب زمینی سرخ کرده.. کاهو گوجه و خیار فقط با نمک.. و دو قاشق پر ماست کم چرب.

راستشو بخواید من نه اهل شمردن کالری ام.. نه اصلا بلدم نه حوصله اش رو دارم.. نه اهل ای وای امروز این و  اون رو خوردن.. روش خودم رو دارم برای لاغری.. اب و مایعات فراوان.. شکر و روغن کم و از همه چی به میزان کمتر... 

اقا جان نگید سیب زمینی سرخ کرده و برنج خودش کلی کالری داره.. من شبهای پیش دو کفگیر برنج می خوردم با سیب زمینی سرخ کرده فراووووون تازه اگه سیب زمینی باقی می موند با نون می خوردم.. چی فکر کردید... افرین بگید که روز دوم رژیم رو به پایان رسوندم...

در راستای اینکه من بدون روغن زیتون لحظه ای نمی تونم دوام بیارم فقط به ناهار بسنده کردم.. صبحانه هم بهش گردو یا بادام رو اضافه کردم.. طبق معمول هم مربا یا نمی خورم یا خیلی کم می خورم.. تازه اون خوردنم هم محدود میشه به مثلا یه بار در هفته..

تازه امروز پسرخاله بابام اومد خونه مون.. با خانومش دارن می رن مکه اومده بود خانم والده رو ببینه.. سیب قرمز دلخواه منو اورده بود.. از فردا کلک اونم می کنیمشیطان..

اصلا این روزها به نحو حیرت انگیزی داره خوب پیش میره.. همه چی خوب و قشنگ و ارمانی... هیچ گونه افکار بد و منفی به ذهنم راه نمی دم مبادا این روزهای خوب تموم بشن... در این راستا همه اش مثبت اندیشی می کنیم و به چیزای خوب فکر می کنیم.. مثلا به زیبا ترین چیزی که فکر می کنم پولههیپنوتیزم اصلا چیزی قشنگتر از پول و صدای جرینگ جرینگ سکه ها در دنیا وجود داره عایا؟؟ اصلا و ابدا...

+نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱٧ساعت۱٢:٠٠ ‎ق.ظتوسط بسامه | نظرات ()