رقص تانگو روی فرش قرمز

شاد می رقصم
همچنان..

خوب الان دقیقا از چی بگم؟

از گرمای بی سابقه اینجا؟ اینکه دو روزه اصلا نمیشه نفس کشید؟.. شبها یه باد خنک هم نمی وزه؟.. از روزهای کشدار؟ واقعا غیرقابل تحمله...

زندگی نباتی من همچنان ادامه داره.. خوردن و خوابیدن.. و گاهی اون وسطا کار... بعدازظهرها سرم به شدت درد می گیره.. یعنی اصلا حالم بد می شه ها.. بی حال و کسل هر دقیقه یه طرف..

فعلا داریم دعا می کنیم هوا یه خرده خنک بشه تا یه خرده از این کسلی دربیام.. این چند وقته انقدر خبری از دوستام نگرفتم که الان خجالت می کشم برم سراغشونزبان یه زنگ بهشون می زنم...

یعنی میشه یه روزی بیاد که من کسری خواب نداشته باشم؟

+نوشته شده در ۱۳٩۳/٥/٤ساعت٩:٥۸ ‎ب.ظتوسط بسامه | نظرات ()