رقص تانگو روی فرش قرمز

شاد می رقصم
گواهی فوت

همین چند وقت پیش اخوی محترم گیر داده بود که پاسپورت بگیرم و پاسپورت خانم والده رو هم تمدید کنم.. به خاطر همین رفتم دوتا پوشه پاسپوت گرفتم و اومدم خونه.. از اونجایی که سر پاسپورت اولی خانم والده به خاطر اینکه شناسنامه پدربزرگم گم شده بود و تو شناسنامه خانم والده هم از فوت شوهرش چیزی ننوشته بود کلی زجر کشیدیم تا گواهی فوت پدربزرگم رو گرفتیم.. بعد اخوی گفت اون گواهی فوت رو هم بزار دم دست.. بعد خوب این ماجرای گواهی فوت مال قبل اسباب کشی مون بود دیگه.. کل مدارکمون قاطی پاتی شده بود و من اصلا نمی دونستم کجاست. بعد با خودم گفتم برم موقع گرفتن پوشه بپرسم شاید اصلا گواهی فوت لازم نباشه.. بگن همون پاسپورت قبلیه باشه کافیه.. بعد از خانومه که پرسیدم گفت: نه خیر.. برای همه پاسپورتها باید باشه..

بعد من برگشتم خونه و گفتم باید گواهی فوت باشه  بعد شروع کردم به گشتن ولی هر چقدر بین مدارکی که دست من بود گشتم پیدا نکردم..بعد هی خانم والده می رفت رو اعصابم که خوب نیگا کن.. می گفتم بابا مگه من بد نیگا می کنم؟ خوب دارم می گردم دیگه.. 

بعد گفتم حتما پیش مدارکیه که دست باباس.. بزار بیاد ازش بپرسم.. خانم والده شروع کرد که اون مدارک بابا رو عمه خانم مرتب می کرد حتما انداختتش دور.. گفتم بابا دور ننداخته حتما هست.. پیدا میشه.. فوقش پیدا نشد؟ میریم یکی دیگه می گیریم مرگ که نیست.. خانم والده زنگ زد به عمه خانم اونم گفت که نه... دست من نیست.. بعد چند دقیقه به من زنگ زد.. شما دقیقا مکالمه رو داشته باشید..

_سلام بسامه خوبی؟

_سلام عمه خانم.. ممنون..

_گواهی فوت رو می خواین چیکار؟

_برای پاسپورت دیگه.. لازمه..

_پس چرا برای پاسپورت من گواهی فوت نخواستن؟

من: عمه جان.. خوب شوهر شما که هنوز نمرده.. ایشونم رضاینامه رو امضا کرده.. شوهر خانم والده چون مرده ازش گواهی فوت می خوان..

_خوب شاید نخوان

_نه می خوان.. پرسیدم..

_چی پرسیدی؟

_گفتم گواهی فوت لازمه یا پاسپورت قبلی باشه کافیه؟

عمه خانم با لحن کاملا طلبکارانه : بفرما.. بفرما.. حرف گذاشتی تو دهن زنه دیگه.. یادش انداختی.. نمی گفتی چی میشد؟

من: حرف گذاشتی تو دهن خانومه چیه؟ قانونه بابا.. رو پوشه هم نوشته حتی.. باید به پرونده اش بزنن یا نه؟ من نمی پرسیدم هم ازمون می خواستن..

_نه خیر.. تو پرسیدی یادشون انداختی.. به من ربطی نداره.. بگردید پیدا کنین..

بعدش هم تق گوشی رو قطع کرد.. یعنی من واقعا عاشق این مکالمه شدم که هرچقدر می گفتم بابا گفتن اصل گواهی فوت باید باشه می گفتن حالا بپرس شاید پاسپورت قبلی رو قبول کنن یعنی دقیقا به این روز کلافه افتادم که بابا گواهی فوت رو می خوان.. اخرش هم از بین مدارک بابا پیدا کردیم.. با مت حرف می زدم می گفتم عمه خانم بهم اینجوری گفت می خنده می گه اره.. اومد پشت سرت کلی فوش بار کرد که این بسامه حرف زدنش رو بلد نیست.. رفته سوتی داده..

حالا تو گیر و دار گشتن خانم والده گفت پیدا نشه چی میشه؟ گفتم یکی می گیریم.. گفت نه بابا سخته.. اون دفعه هم اخوی محترم پدرش دراومد.. گفتم خوب یه راه ساده ترم هست.. گفت چی؟ گفتم خوب شوهرت بدیم بیاد اون قسمت رو امضا کنه بعدش هم طلاقت میده خوب.. خندید و گفت: اره.. مثلا به حاج اقا فلانی می گیم (دوست بابا منظورش بود) گفتم: اره.. بفرما .. یکی هم زیر سر داری دیگه.. باز خندید گفت: اخه می ترسم بعدش طلاقم نده... گفتم: خوب چه بهتر  من از بچگی ارزوم بوده پدربزرگ داشته باشم...

 

 

 

  • بعضی ها دارن دیگه شورشو در میارن.. فکر می کنن خیلی شخصیتهای مهمی هستن؟ چهار نفر وبلاگشو می خونه برای من یارکشی می کنه.. حالا انگار همونی نبود که می اومد می گفت چرا وبلاگ منو نمی خونی.. الان خودشو برای من گرفته.. نمی خونم اصلا وبلاگتو.. بچه ننه
+نوشته شده در ۱۳٩۳/۳/۸ساعت۱٠:٥٠ ‎ق.ظتوسط بسامه | نظرات ()