رقص تانگو روی فرش قرمز

شاد می رقصم
سه پیچ

یعنی من دقیقا عاشق اینم که خانم والده گیر بده داده... یعنی عمرا بی خیال بشه تــــــــــــــــا دادت رو دربیاره و بعد قهر کنه بره عین بچه ها بست بشینه تو اتاق و باهات حرف نزنه....

تازه از مهمونی خونه اخوی محترم و عمه خانم برگشتیم.. امروز می گه من همه اش خونه امتعجب نمی دونم چرا فکر می کنه من همه اش پی عشق و حالم.. منم همه اش خونه ام.. همه اش سرم تو کتابه.. این سری خیلی سرم مشغول بوده... یعنی دو دقیقه ای که میرم کلاس و برمی گردم فکر می کنه دیگه رفتم پی دادار دودور... یعنی رو اعصابم همینجوری داره پنجول می کشه... دست بردار نیست که... هی می خوام هیچی نگم...

گیر امروزشم اینه که تو نصفه شبی میری حموم.. خوب چیکار کنم.. عادت کردم نصفه شبی برم که بعدش بگیرم بخوام... اصن وضی دارم تو خونه..

+نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٥ساعت۱٠:٠٦ ‎ق.ظتوسط بسامه | نظرات ()