رقص تانگو روی فرش قرمز

شاد می رقصم
بوی ماهی

اگا دیروز بابا جان ما هوس ماهی کردن.. بعد ما داشتیم تو فریزر.. رفتم دراوردم یخش باز بشه برای شام اماده اش کنم که احساس کردم یه بویی میده.. حالا خیلی هم نیست مونده ها ولی خوب.. ماهی که گوشت نیست سه ماه بمونه... ماهی رو باید زود خورد.. اگا جان.. ماهم نگه داشتیم بابا که اومد گفت اره بیخیال ماهی نخواستم... حالا دقیقا از اون دقیقه من احساس می کنم دستام بدجوری بوی ماهی میده... 

دیگه سرماهم خوردیم فکر کنین بابت هر یه دونه دماغ رو پاک کردن مشاممان پر از بوی ماهی مونده میشهسبز.. 

یه اموزشگاهم عصری بهم زنگ زده... تاحالا نرفته ام اونجا.. می خواست بهم کلاس بده..بعد تازه اونم یه دونه 6-8.. یکی از بچه های فوق لیسانس اینجا گفته بود که من شماره ات رو دادم.. گفت لنگ معلمن... گفتم اوکی من بشه خالی می کنم.. بعد تازه مدیر اموزشگاه بهم گفت پاشو الان بیا برای دمو...گفتم الان سر یه کلاس دیگه ام..بعدا میام.. گفت کی کلاستون تموم میشه؟ گفتم 8 گفت باشه 8 و نیم بیاین... یعنی فکم خورد زمین.. کلاس کجاست؟ اونور شهر.. گفتم نه نمیشه و اینا .. حالا شماره ام رو گرفت گفت تماس می گیریم.. مردک.. لنگ معلمه تازه برای من ادا هم درمیاره.. چصافط.. فلان بیاین بهمان بیاین.. تازه اونم واسه یه کلاس.. بی کار که نیستم.. لنگ پولم نیستم... نشه نمیرم.. گیامت که نیست... اقاهه بمونه لنگ معلمنیشخند

فعلا قضیه پست قبلی منتفیه.... بعضی وجود نحسشون رو از زندگیم کم کنن خیلی خوب میشه... برای خودشون می گما... وگرنه یه اذرماهی اتیش زدن رو خوب بلدهمژه

+نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٥ساعت٩:٢٩ ‎ب.ظتوسط بسامه | نظرات ()