رقص تانگو روی فرش قرمز

شاد می رقصم
خوبم

خوب امروز با هر ضرب و زوری بود چکم رو گرفتم... از اون چهل تومن هم بیست و شش تومنش زنده شد.. خدا رو شکر...

اقای شیپیشو هم مهربون شده بود... هی میگفت برو قرارداد این شش ساعت رو بیار این چهارده تومن رو هم بدم... هی می گفتم بی خیال بابا... نمی خوام هی می گفت نه برو بیارنیشخند

ولی این اقای حسابدار عجب مارموزی بوداا... الان فهمیدم همش تقصیر اونه... ما که چک رو خرج می کنیم ایشالا.. پول دستمون رو می گیره... بیشعور پول دستش هستا.. به یکی زنگ زد که پول نداریم بریزیم به حساب.. بعدا برید چک رو بگیرید... عجب ادمی واقعا.. اموزشگاه به اون بزرگی یعنی انقدر بی پوله؟.. دروغه به خدا..

 

  • خدایا.. دوستت دارم .. می پرستمت... می خوامت... مهم تر از همه می خوامتماچقلببغل مشکل سایت دانشگاه هم حل شد... کصافطا داشتن مدل سایت رو عوض می کردن.. سکته زدم به خدانیشخند
+نوشته شده در ۱۳٩٢/٦/٢۳ساعت۱۱:۳۸ ‎ب.ظتوسط بسامه | نظرات ()