رقص تانگو روی فرش قرمز

شاد می رقصم
در راستای جینگولاسیون...

در راستای اینکه امتحانات داره به پایان میرسه و من سرپیری معرکه گیری می کنم تازه الان یادم می افته که باید جینگول کنم و اینا و اینکه قراره پول دستم بیاد و این پول نباید رو دستم بمونه باد کنه خواهر و اینکه خوب تیر ماه تولد پارلاس و من می خوام یه خرده بیش از گذشته جینگول کنم

راستش می خوام برم کفش مهمونی بخرم... بیشتر دوست دارم یه کفشی در این مایه ها بخرم چون کفش دراین مایه ها دارم..... ولی راستشو بخواین این مدلی هم دوست دارم...الان نمی دونم کدوم رو بخرم.... بیشتر نظرم رو اولیه ولی خوب این اخری رو هم دوست دارم....

این کیف کوچولو های دستی هم مد شده...بسیار دوست می داریم ولی اصولا من اصلا عادت ندارم به کیف کوچیک... یعنی اصلا لنگ می مونم چون بیشتر وسایلم بیرون می مونه.. حتی اگه برم مهمونی.... بیشتر کیف های من به قول اخوی محترم حکم خورجین رو دارهخنثی.. بیشترشون تو این رنج هستن

تازه یه جفت کفش عروسکی هم دیدم که با کیف بیرونم سته... می خوام از خانم والده پول بگیرم برم اونو به عنوان سوغاتی بخرمخوشمزه.. سوغاتی بابا هم همچنان پاربرجاست...

یه ساعت صفحه گنده هم می خوام بخرم... اصولا من ساعتم صفحه اش کوچیک باشه نمی تونم بخونم... یک چنین ادم کوری هستم من....

یه تاپ هم می خوام بخرم... قراره با مت بریم چند جا رو بگردیم... بزار این ارتحال هالیدی تموم بشه منم امتحانم رو بدم...خیال باطل

+نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/٩ساعت۱۱:٠٩ ‎ب.ظتوسط بسامه | نظرات ()