رقص تانگو روی فرش قرمز

شاد می رقصم
عکاسی

یکی از رویاهای من بعد از المان نازنینم عکاسیهPhotographer.. یعنی من به واقع این کار رو دوست دارم.. حالا زیاد تو صرافتش نیستم و کمتر اتفاق می افته با موبایلم عکس بگیرم چون کیفیت دوربین موبایل رو دوست ندارم .. انقدر که عکاسی رو دوست دارم احم...دی. نجات رو دوست ندارم..

امروز تو اموزشگاه نشسته بودیم..حرف افتاد از کارهایی که ادم باید بکنه و اینا... نمی دونم چی شد گفتم اره من عکاسی رو خیلی دوست دارم و خیلی دوست دارم به طور مقدماتی هم که شده یه دوره عکاسی بگذرونیم.. با طیف نور و زاویه و اینا اشنا بشم... اصلا بدونم با یه دوربین ساده یا حرفه ای چطوری میشه کار کرد.. یه اقایی بود اونجا دوست مدیر اموزشگاه.. یهو دیدم موبایلش رو دراورد شماره یکی رو گرفت که اینجا یه خانومی هست دوست داره دوره ببینه شما می تونید و اینا یا نه...

من:

اخه مردک بزار من اول ازت خواهش کنم بعد.. بعد شماره اون اقا رو داد به من منم تو رودرواسی نوشتم.. هر چند وجدان همیشه بیدار ما می گفت: بسامه اینا همه یه نشانه اس.... گفتیم بتمرگ بینیم پول دوربین 7-8 میلیون تومنی یا پول این مردک که 1 تومن به بالا می شه رو تو می دی؟؟..

البته به اینم اعتقاد دارم که شاید واقعا این یه نشانه باشه که برم دنبال عکاسی.. من مسئول رویاهای خودمم.. باید به رویاهام برسم و حتما می رسم.. ولی واقعا پولم ته کشیده.. از بابا هم خجالت می کشم بگیرم.. الانم پول کلاس زبان المانیمو خودم میدم.. البته حالا بعدا به این مردک زنگ می زنم.. شاید واقعا اینقدر نشد... بهش می گم که نمی تونم دوربین حرفه ای بخرم و اینا... ضمن اینکه دفترش خیلی خیلی به ما دوره.. یعنی من یه ساعت و نیمی باید تو راه باشم.. خیلی نمیشه این همه هزینه کرد..

دعا کنید بهترینها برام مقدر بشهpraying

+نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۱ساعت٦:٠٧ ‎ب.ظتوسط بسامه | نظرات ()