رقص تانگو روی فرش قرمز

شاد می رقصم
سالی که نکوست از بهارش پیداست

می گن سالی که نکوست از بهارش پیداس... اگه اینجوری باشه که من سال شلوغی رو پیش رو دارم.. 

یکشنبه رفتم شهر دانشگاهیم.... و نتایجی که به دست اوردم این بود....

1- درباره وحشی شدن ایرانی هرچی شنیدین راسته... ما جزؤ بربرها محسوب میشیم.. در یک پست رمز دار می گم بهتون.. کوروش و داریوشم دیگه بی خیال بشین.. از خجالت اوناهم پودر شدن..

2-من عاشق عموهام هستم...

3- بعضی ها خیلی خوبن...

4- دوست خوب خوبه... دیگه فرقی نداره سالی چند بار از نزدیک بتونی ببینیش

5- دوتا paper

6- یک دونه presentationابله

7-یه واحد رو به اجبار حذف می کنیم چون استاده فکر کرده ما بچه دبیرستانی هستیم نه دانشجوی فوق لیسانس

8- کلاس spss

9- خیلی دوستتون دارم...

10- اینکه من واقعا دیگه نمی تونم گرسنه بموننم... یه نصف روز برنامه غذایی من خورد به هم الان دارم مثل چی می خورم...

حالا به همه اینها.. کار خونه.. کار بیرون.. کلاس المانی جیگر.. امتحانات و خوندن 5 تا کتاب قطور رو هم اضافه کنید.. یعنی اینایی که گفتم مال فقط بهاره.. بقیه رو داشته باشید که من چطوری باید بنویسم...یعنی باید همینجوری خر بزنم... خدا فقط باید بهم صبر جمیل بده...

+نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/٢٢ساعت۱٢:٢٥ ‎ق.ظتوسط بسامه | نظرات ()