رقص تانگو روی فرش قرمز

شاد می رقصم
عشق فوتبال

امروز تراختور با نمی دونم کجا بازی داشت که بردقلب خدا رو شکر...

ما که عشق فوتبال نیستیم.. مبارک دوستداراش باشه...

امروز بعدازظهر یه کار بانکی داشتم که باید حتما و هر چه زودتر انجام می شد.. رفتم بانک نزدیک اموزشگاه که یه بانک بزرگه و شیفت بعد از ظهر بود و کاملا خلوت.. شماره رو گرفتم رفتم پشت باجه.. حالا مکالمه من و کارمند بانک:

(کارمند بانک کاملا در نخ تلویزیون ای سی دی که رو دیوار نصب شده... بقیه کارمند در حال مربی نمایی..شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے )

من: اقا لطفا یه فیش واریز..

دو دقیقه بعد

کارمند: بله؟

من: یه فیش واریز لطفا

دودقیقه بعد کارمند یه فیش بهم داد.. حالا خوبه عجله داشتم باز محو  تی وی.. منم سریع فیش رو پر کردم با پول گذاشتم رو کانتر ولی کارمنده متوجه نشد...

من: بفرمایید اقا..

دودقیقه بعد کارمنده فیش و پول ر برداشت.. دوباره محو تی وی..تا خواستم اعتراض کنم یه صحنه حساس پیش اومد کارمنده همچین از جاش بلند شد که فکر کردم الان می خواد منو برچسب کنه کف زمین

دودقیقه بعد 

من: ببخشید اقا من عجله دارم...

کارمنده یعنی هر حرکتش دو دقیقه طول می کشید... اخه عشق فوتبال جان یه روز مرخصی بگیر برو استادیوم خوب... این جوری که کار ادم لنگ می مونه.. شانس اوردم مشتری بانک فقط من بودم..

+نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/۱٤ساعت٩:٢٦ ‎ب.ظتوسط بسامه | نظرات ()